بعد از مدتها شاهد یک اپیزود حماسی در FTWD بودیم. البته باید منصف بود. Fear فصل اولش را با نمره ۱۰ از ۱۰ آغاز کرد. اما فصل دوم را با نمره ۵ از ۱۰ به پایان رساند. اما در مورد فصل سوم او کارش از با نمره ۲۰ از ۱۰ شروع کرد و همینطور رو به اوج است. اتفاقی مشابه با آنچه در نیم فصل اول فصل ششم در واکینگ دد شاهد بودیم، در این اپیزود رخ داد. برخورد با یک گله بزرگ از واکرها و سعی در هدایت آنها، یکی مخالف جهت خانه دیگری دقیقا در جهت خانه، با این تفاوت که قهرمانان حماسه ساز ما در واکینگ دد به خاطر گله ای از گرگها در هدایت واکرها با شکست مواجه شدند و تاوانش را با خونشان پس دادن اما در انتها با جانشان از خانه دفاع کردند، اما در Fear عملیات با موفقیت انجام شد و هدف به خانه رسید. تروی که در دیوانگی و جنون کم از شین خودمان ندارد که هیچ، دست شین را هم از پت بسته، به قیمت جان برادرش، و به مرز جنون رسیدن خودش، بلاخره انتقام قتل پدرش، تبعیدش و تسخیر خانه اش را از سرخ پوست ها گرفت. گرچه تر و خشک هر دو با هم سوختند. اما برای تروی این مسئله قابل توجیه است. این مردم، مردم خودش، کسانی بودند که در قبال تبعید او سکوت کردند، در قبال تسخیر خانه ساکت ماندند و تسلیم شدند، پس برای تروی آنها هم سزاوار این بودند که با گله مرگ چشم در چشم شوند. اما در میانه این جنون و آشفتگی، آلیشیا تنها کسی بود که یکی از عاقلانه ترین تصمیمات را گرفت و وقتی که افرادش را در چنگال و محاصره واکرها میدید به جای کشتن واکرها و یا رها کردن قربانی و زجر کش کردنش، قربانی را خلاص کرد تا او را از این مرگ دردناک نجات دهد. فرق بزرگی که Fear با واکینگ دد دارد، در این است که در واکینگ دد، بیشتر شخصیت ها گذشته ای درگیر خشونت داشته اند، ریک که پلیس بوده، دریل که مثل تارزان بزرگ شده، کارول که قربانی یک زندگی خشن بوده، این افراد هم خودشان خیلی زود با خشونت کنار آمدند هم الهام بخش همراهانشان شدند و باعث شکوفایی استعداد بقای آنها شدند. اما در Fear شخصیت های اصلی، هیچ کدام گذشته ای با آن حد از خشونت نداشتند که باعث تجربه شود. همه این شخصیت ها، خودشان با چنگ و دندان راه زنده ماندن را یاد گرفتند. شاید بینشان مدیسونو دنیل تنها کسانی بودند که با خون و خون ریزی سر و کار داستند. اما دیدیم که حتی قاتلی مثل دنیل هم در این اخر الزمان سر به جنون گذاشت، ولی مدیسون توانست نه فقط زنده بماند بلکه در هر گروهی، نقش رهبر را به عهده بگیرد. باید دید، حالا که اندک افراد زنده مانده در مزرعه در زیر زمین حبس شده اند، آیا نیک و مدیسون که به زودی به مزرعه خواهد رسید، میتوانند راه را برای خروج بازماندگان از زیر زمین باز کنند و واکرها را به از مزرعه متفرق کنند، یا کار به درگیری تن به تن با واکرها میرسد؟ و شاید آبی هم که برایش عرق ریختند، فدای این جنگ تن به تن شود.