این قسمت چطوری شروع میشه؟

 

“با یه فلش بک شروع میشه. اوفلیا در حال راه رفتنه که متوجه حضور کسی میشه و پوشش میگیره. او فرد اتوئه. اتو بهش میگه که جایی توی مزرعه برای اوفلیا وجود نداره و بعدش اوفلیا رو ترک میکنه. اون خیلی راه میره و خسته میشه و چیزهایی جلو چشمش میاد و حتی دنیل رو میبینه و صداش رو میشنوه.”

 

اوفلیا چطور با واکر و افرادش رو به رو میشه؟

 

“واکر اون رو پیدا میکنه و به اردوگاهشون میبره. اون هر چیزی رو برای راحتی بهش میده.”

 

بعد از مسمومیت چه اتفاقی میفته؟

 

“اونا تحت درمان قرار گرفتن و نیک تب زیادی داره. مدیسون به همه میگه که اوفلیا قهوه رو مسموم کرده. مدیسون از واکر تقاضای آنتی بیوتیک میکنه ولی واکر میگه که دیگه راهی وجود نداره. واکر به مدیسون میگه با خانواده ش از مزرعه برن وگرنه میمیرن.”

 

ما اطلاعاتی از گذشته ی اتو و واکر به دست میاریم؟

 

“بله. نیک به خونه میره و زمینی رو که اتو بهش شلیک کرد رو باز میکنه. بعدش نیک به اتو میگه که یه جمجمه پیدا کرده. اتو بهش میگه که اون و دوستاش با بومی های آمریکایی مبارزه میکنن. اونا پدر و عموی واکر و چندتا دیگه از بومی های آمریکایی رو کشتن. بعدش اونا رو زیر این خونه دفن کردن.”

 

بحثی بین کلارک ها وجود داره؟

 

“بله. نیک به آلیشا اعتراف میکنه که اونا حقیقت مرگ خانواده ی تریمبول رو مخفی میکنن و تروی اونا رو کشته. آلیشا به مدیسون میگه که تو خیلی بی عاطفه ای.”

 

کسی میمیره؟ اگه آره ، کی؟

 

“مدیسون برای برقراری صلح با اتو صحبت میکنه. اون داره تو خونه مست میکنه و مدیسون تفنگش رو میگیره. مدیسون میخواد کاری کنه که اتو خودش رو بکشه چون اگه اینکار رو نکنه همه میمیرن. اون نمیخواد اینکار رو انجام بده و مدیسون رو تهدید میکنه به همین دلیل نیک میاد و به سر اتو شلیک میکنه.”

 

چه اتفاقی برای استرند میفته؟

 

“اون توی ساحله و ابیگل رو میبینه. واکرهایی اونجا هستن ولی استرند همه رو میکشه. اون آخرین بطری شامپاین رو باز میکنه و میگه “خوبه که خونه باشیم.” بعدش اون صدای کسی رو از رادیو میشنوه. اون یه فضانورد روسی در فضاست. اونا صحبت میکنن و بعدش سیگنال قطع میشه.”

 

این قسمت چطوری تموم میشه؟

 

“اونا اتو رو برای دفن آماده میکنن. ولی مدیسون اواخر شب توی جعبه میره. صبح روز بعد اون کوله پشتی رو تا دروازه حمل میکنه و اون رو دست واکر میده. اون سر اتوئه. آوردن سر اتو یکی از توافق های صلح واکر و مدیسون بوده. به این ترتیب جنگ با کشته شدن اتو به پایان میرسه. با این حال توی قسمت هفتم واکر گفت که میخواد اتو و جوان ترین پسرش (تروی) بمیرن! در واقع تا وقتی تروی نمیره فعلا صلح کامل برقرار نمیشه.”

 

نکته :

 

تروی تنها کسیه که برای اتو گریه میکنه.

 

بعد از اینکه اوفلیا بقیه رو مسموم میکنه مدیسون از دستش عصبانی میشه و همراه اون با یه اسلحه به اردوگاه واکر میره. اون تهدید میکنه که اوفلیا رو میکشه مگه اینکه واکر بگه اونا رو با چی مسموم کرده. واکر از مدیسون میپرسه پسرش چند سالشه. مدیسون میگه ۱۹ ، واکر هم میگه احتمالا چون سنش کمه زنده میمونه.

 

استرند ابیگل رو آتش میزنه و اونجا رو ترک میکنه.