سلام خدمت طرفداران سرسخت سریال The Walking Dead من نویسنده جدید سایت هستم امیدوارم که بتونیم در کنار هم لحظات شادی رو سپری کنیم

 

خب امروز پنجشنبست و راه درازی در پیش است تا دوشنبه و بعد از آن تعطیلی دو ماهه که واقعا طاقت فرساست ، ولی ما در سایت در خدمت شما هستیم تا این دو ماه بهمون بد نگذره

 

خب من اینجا یه سوال از شما دارم تا حالا فکر کردین اگه دنیا واقعا مثل سریال بشه و زامبی ها حمله کنن چی میشه؟ ما چیکار میکنیم ، خب این پست رو گذاشتم که بگین اگه دنیا واقعا مثل سریال شد چیکار میکنین؟

 

اول از خودم شروع میکنم ، خب اگه دنیا مثل سریال بشه من میرم بالا پشت بوم از بقیه خونه ها هم یخچال و مخچال و این چیزا میارم بالا پشت بوم خونمون هم که نزدیک مغازست تا اینجا که مشکلی بابت غذا ندارم چون 6-7 تا یخچال پر غذا بالا خونست tv هم میارم بالا میشینم فیلم میبینم و بازی میکنم ، و حالا مشکل از اینجا شروع میشه که آذوقم تموم بشه ، حالا خر بیار و باقالی بار کن ( گونی بردار و برو مغازه غذا مذا بردار ) و حالا مشکل اینجاست که چجوری برم تا مغازه ، خب مشکلی نیست میریم دم در یه زامبی بخت برگشته رو میکشیم و خونشو میمالیم به تن و بدنمون به همین سادگی به همین خوشمزگی اه اه چی چیو خوشمزه حالم به هم خورد اه ، خب حالا گونی رو برمیداریم و خرمان خرمان به سمت مغازه راه میفتیم ، در همین حال میبینیم که ای داد بیداد چقدر واکر جلو مغازتس ( فکر کنم یارانه ها رو ریختن ) میام که بیخیال بشم که ناگهان چشمم میخوره به چیپس سرکه نمکی از هرچی بشه گذشت از چیپس سرکه نمکی نمیشه گذشت ، خلاصه منم شجاع ( لاف میده ) اومدم برم پای راستم رو گذاشتم جلو پای چپم نیومد با کله رفتم تو زمین ، که یهو یه 2 تا گربه ( خدا خیرشون بده ) اونور داشتن دعوا میکردن واکر ها رفتن سمت اون 2 تا منم از فرصت استفاده کردم و رفتم تو مغازه چیپس سرکه نمکی برداشتم و ماست سون و یه سری خرت و پرت اومدم بیرون همین که سرم بالا کردم دیدم ای داد بی داد 2 تا واکر جلومن دارن نگام میکنن ، منم با این هیکلم یه نگاه به سمت چپ کردم و جیغ زنان فرار کردم ( آخه عاقل تو خو خون کشیدی به خودت نمیدیدنت حالا دیدنت بیا درست کن ) همینطور نفس نفس زنان به سمت خونه میرفتم یه نگاه به پشت سرم کردم دیدم اهووووووو با این سرعتی که اینا دارن میان تا فردا هم نمیرسن بهم یه زبون در اوردم براشون. رومو کردم به سمت جلو دیدم یه دیوار داره میاد سمتم ( نگو من دارم میرم سمت دیوار ) که یهو با سر رفتم تو دیوار افتادم رو زمین دیدم 2-3 تا واکر دارن میان سمتن چشمام هم داره سیاهی میره یهو صدا ماشین اومد دیدم یه پراید داغون له له داره میاد که چشمام سیاهی رفت و بیهوش شدم ، ادامه دارد…

 

من و باش اومدم تعریف کنم داستان گفتم ، این داستان هفته ای دو سه بار ادامش رو قرار میدم البته نظر شما هم محترمه بگین اگه داستانم خوبه تا ادامه بدم ،

 

راستی نظر خودتونم بدین که اگه دنیا مثل سریال بشه چیکار میکنین

 

با تشکر