با درود خدمت همه شما همراهان همیشگیِ سایت بزرگ و محبوبِ TWDFANSIR.COM، شما عزیزانی که همیشه و همه جا نسبت به بنده و تیم زحمت کش سایت خودتون اظهار لطف دارین و با کامنت ها و لایک هایی که میزارین روز به روز ما رو مشتاق تر و دلگرم تر میکنین. پیش از هر چیز به نمایندگی از همکارانم از تمام شما سپاسگذارم.

خب خب، می رسیم به بخش دوم از تحلیل و بررسی مرگ های سریال TWD. همونطور که در بخش نخست دیدیم، مهمترین و تاثیر گذارترین، مرگ های سه فصل ابتدای سریال، مرور شد. خاطراتی که بعضا، تلخ یا شیرین بود. وعده داده بودم که این دوشنبه هم همراه شما خواهم بود، اما یه نکته رو باید عرض کنم، با توجه به حجم مطالب و اتفاقات فصل چهارم که نیاز به تحلیل زیادی داشت و البته پرهیز از اینکه حجم مطلب زیاد و خسته کننده نباشه، تصمیم گرفتیم این قسمت رو فقط به مرگ ها و اتفاقات فصل چهارم اختصاص بدیم و دوشنبه هفته آینده، به مرگ هایِ فصل پنجم تا نیم فصل ۶ بپردازیم.

اگه فکر میکردین تا انتهایِ فصل سوم شاهدِ تلخ ترین مرگ هایِ کل سریال بودین باید بگم که اشتباه می کردین!!!

-فصل چهارم-

s4

فصل چهارم آغاز میشه و یک اتفاق عجیب و غریب، دامن گروه و نجات یافته هایِ وودبری رو می گیره. اتفاقی که هیچ کس فکرش رو نمی کنه. بله یه بیماری، همگی یادمون رفته بود که در دنیای واقعی، و قبل از رستاخیز مردگان، این ویروس ها و میکروب ها، سرماخوردگی و آنفولانزا بودن که جون خیلی ها رو میگرفتن. در فصل چهار، یک آنفولانزا ظهور میکنه، آنفولانزایی که منشاء ش معلوم نیست از خوک هایِ ریکه، از واکر هاست یا دستای دریل! به هر حال گریبان گیر خیلی ها میشه که خوشبختانه اکثرشون رو نجات یافته هایِ وودبری تشکیل می دن!!!

اما صبر کنین، قبل از مرگ هایِ سریالیه ناشی از بیماری، ما با یک زن عجیب با هویتی نامعلوم مواجه میشیم(کلارا). زنی که دقیقا مشخص نیست تو جنگل چکار می کنه و اصلا چطوری زنده مونده، اما اونچه مسلمه دنبال گوشت تازه می گرده تا خوراک شوهر واکر شده اش کنه. اما زهی خیال باطل، انتخابش خیلی تخیلیه! ریک؟!

خب دیگه معلومه که سرنوشتش چی میشه!!!

۱ clara and rick

(مرگ کلارا شاید از نظر خیلیا مهم نباشه اما، سوالات معروف ریک بعد از آشنایی با کلارا مطرح میشه؛ تا حالا چندتا واکر کشتی؟ تا حالا چند تا آدم کشتی؟! چرا؟ سوالاتی که اصول ورود به گروه رو در آینده تعیین می کنه!)

راستی اینم بگم بد نیست! ظرافت کار سازنده هایِ واکینگ دد وقتی بیشتر تو سر و صورتمون می خوره که در پایان پارت اول فصل چهار و حمله ی واکرها به زندان، ما کلارایِ تبدیل شده رو جلویِ یه دسته واکر می بینیم!

۲ clara

و مرگهای ناشی از آنفولانزا شروع میشه و یکی بعد از دیگری نجات یافته ها رو به کام خودش میکشه. مرگ هایی که با مرگ و تبدیل شدن یکی از اعضاء نجات یافته ی وودبری یعنی پاتریک شروع میشه.

۳ patrick

و سریال مرگ ها، که در نهایت با پاکسازیه یه بلوک از زندان با همت ریک و دریل و بقیه به پایانی تلخ می انجامه!

۴ FLU IN PRISON

(اتفاقات زندان و آنفولانزا اگرچه تلخ بود اما در نهایت امید و همبستگی در گروه رو به نحو عجیبی بالا برد، نجات گلن در دقیقه ی ۹۰ و فداکاری هایِ دریل و ریک برای بقیه از نکات برجسته و قابل تامل بحران بیماری بود)

مرگ دکتر کِیلِب، ناجی بیماران در زندان!

Hershel & Caleb_4x03

(مرگ دکتر کیلب برای هرشل خیلی گرون تموم شد، چون در اون وانفسایِ زندان و بیماری، تو دقایق حساسی که خیلی از بیماران با مرگ دست و پنجه نرم میکردن، این کیلب بود که آچار فرانسه ی هرشل شده بود و حداقل در ایزوله کردن مریضا نقش بسیار مهمی رو ایفا کرد)

مرگ آنا، دختر عجیبی که به همراه سم، با کارول و ریک برخورد می کنن.

۶ ana & SAM

(آنا با وضعیت روحی و البته جسمی ای که داشت مشخص بود که نمی تونه دووم بیاره اما سم با همه ی خنگی که تو ظاهرش بود تونست تا فصل ۵ زنده بمونه! در ادامه میبینیم که چه بلایی سرش اومد!!!)

مرگ کارن و دیوید از نجات یافته هایِ وودبری و نزدیکان تایریس و ساشا

۵ Karen and DavidD

(قتلی که چهره ی خشن کارول رو به همه ما نشون داد و مقدمه ای شد تا ما اونچه مورگان در نیم فصل ۶ از کارول فهمید رو در همون فصل ۴ بفهمیم! کارول به معنای واقعی کلمه بزرگ و خشن میشه، اونقدر که ریک تصمیم می گیره خطر اون رو از سر گروه رفع کنه و ما و دریل رو در فراغ کارول بزاره! هرچند که همه ما می دونستیم که کارول خیلی جون سخت تر از این حرفاس که بیرون نتونه دووم بیاره)

مرگ دیوید چمبلر پدر تارا و لیلی چمبلر، با ورود دوباره ی گاورنر به سریال! اونم به طرزی وحشیانه و با برخورد ضربات محکم سیلندر اکسیژن با سر!!!

۷ david_chambler

(گاورنر وارد می شود! و از همون اوایل ورودش به سریال خشونت ذاتی خودش رو به رخ خانواده چمبلر و بیننده ها می کشه! و عملا بزرگتر خانواده میشه. این اتفاق متاسفانه توسط تارا درک نمیشه و وقتی تارا شخصیت حقیقیه گاورنر رو می بینه که دیگه از خونوادش فقط خودش باقی مونده)

مرگ سزار مارتینز از اعضای قبلیه گارد وودبری و ارتش گاورنر، به دست خود گاورنر!

۸ CEZAR

(سزار، گاورنر و فرزند خونده ش مگان رو از حفره ای که افرادش برای واکرها کندن نجات می ده، اما نجاتی که سرانجامش به مرگ خودش ختم میشه. گاورنر با این اقدام عملا ارتشی بیست نفری از اعضاء کمپ سزار برای خودش فراهم می کنه تا برای انتقام از ریک، در مقابل زندان قرارشون بده)

برادران دالگن!

۹ DolgenS

(دالگن ها همه کاره ی کمپی هستن که الان دیگه تا کمپِ گاورنر شدن، فاصله ی بسیار کمی داره! فاصله ای که با مرگ برادر بزرگتر یعنی پیت، کاملا از بین میره!)

مرگ پیت، برادر بزرگترِ میچ، انسانی که انسانیت ش آدم رو واقعا درگیر می کرد!

۹ Pete Dolgen

(گاورنر آخرین مانع رو هم از سر راهش بر میداره، و حالا دیگه همه چیز برایِ یک انتقام جانانه از اهالیه زندان آماده اس)

مرگ مگان دخترِ لیلی و دختر خوانده ی گاورنر!

۱۰ MEGAN DEATH

(مرگ مگان بسیار تلخ و ناراحت کننده بود. این دختر دوست داشتنی به معنایِ واقعیه کلمه فدایِ کینه توزیه گاورنر شد! و اما گاورنر که مشابه این اتفاق رو با مرگ، تبدیل و خلاص شدن دخترش پنی تجربه کرده بود، به راحتی و با یک شلیک مگان رو خلاص میکنه و البته روش شلیک به مرده ها رو هم به لیلی یاد میده تا بعدا لیلی از خجالت خودش در بیاد!)

مرگ هرشل، اَبَر مرگ فصل چهارم!

۱۱ HERSHEL DEAD

(این مرگ بسیار غافلگیر کننده و محرک بود. عصبانیتی که تویِ چهره یِ ریک وقتی که به طرف گاورنر شلیک می کنه هست رو خیلی کم میشه در کل سریال ازش دید! با مرگ هرشل، بث از یک دختر روستایی به مرادِ دریل تغییر پیدا می کنه، میشون اولین و تا اینجا آخرین خلاص کردنی رو که اصلا دوست نداشته انجام میده، ریک و گروه، پدر معنویِ خودشون رو از دست می دن و در نهایت گروه بی بزرگتر میشه!!! مرگ هرشل رو میشه از زوایایِ مختلف مورد بررسی قرار داد اما مهمترین تاثیری که از خودش به جا گذاشت این بود که ریکی که از فصل دو همیشه در کنار خودش یه همراه می دید تا تصمیماتِ مهم و سخت رو تنهایی نگیره، پشتیبان خودش رو از دست داد.)

قتل عام ۲۰ نفر از کمپ سزار در درگیری زندان

۱۲ Martinez Group Citizens

(تنها کسی که فرصت فرار از مهلکه یِ زندان رو با چاشنی شانس و البته کله خریِ گلن پیدا کرد، تارا بود.)

مرگ آلیشا، از اعضاء کمپ مارتینز

۱۳ Alisha_Walking_Dead

(جنبه ی مرگ آلیشا از این نظر خیلی مهمه که توسطِ لیزی به قتل میرسه، قتلی که وسعت و اهمیت اون در پارت دوم فصل ۴، با یک مرگ به شدت تاسف بار، خودنمایی میکنه. من به شخصه کارول رو مقصر اصلیِ این مرگ و دو مرگِ متعاقبش که در ادامه اونا رو می بینیم، می دونم!)

مرگ شیرین و آرام بخشِ گاورنر!

۱۵ GOVERNER DEATH

(بالاخره همه ما یه نفس راحت می کشیم و اکثرا میگیم؛ آخیــــش راحت شدیم! بماند که ریک برایِ اولین و آخرین بار تا اینجا، به شدت مصدوم و مضروب میشه، مصدومیتی که در پارت دومِ همین فصل و با حماقت هایِ مکرر کارل، ممکن بود به قیمت جونش تموم شه. نقش میشون در کشتن گاورنر هم بسیار جالب بود، با همون شمشیری که پنی رو خلاص کرد و گاورنر، سرِ هرشل رو برید، جون گاورنر رو گرفت. درست همونطوری که به گاورنر قول داده بود میکشتش!!! این شمشیر نقش بسیار مهمی در ادامه سریال داره و عامل مرگ های زیادی میشه که از جمله مهم ترین و تاثیر گذارترین هاش، مرگ رَج شوهر دیانا در آخرین اپیزودِ فصل پنجِ که کل آلکساندریا رو به هم میریزه و سریال یه خط داستانی جدید رو در فصل شش پیدا می کنه!)

ماجرایِ مگی و خلاص کردن یه اتوبوس از افرادی که از زندان فرار می کنن!

۱۶ MAGGI

(مگی به دنبال گلن و بعد از سقوط زندان، به اتوبوسی میرسه که فکر میکنه گلن هم داخلشه. اون سکانس هایِ طوفانی و خشمی که بعد از مرگ هرشل و از دست دادن گلن، در مگی مثه آتیش زیر خاکستر شده، فوران می کنه و کل اتوبوس نجات یافته هایی که حالا همگی تبدیل شدن رو در خودش میسوزونه)

مرگ لو، اولین عضو کشته شده یِ گروه ولگرد هایِ جویی، به دست ریک!

۱۷ Lou

(همه ما بعدا با گروه ولگرد هایِ جویی آشنا شدیم. خداییش اگه جویی می دونست که بعدا قراره چه بلایی سر خودش و گروهش بیاد، همون روز خودکشی میکرد!!!)

مرگ تاسف بار و بسیار تلخِ میکا دختر خوانده یِ کارول!

۱۸ MICKA

(میکا به اعتقاد من، جذاب ترین دختر بچه ی سریال بود، دختری بسیار دوست داشتنی و مهربان. دختری که خیلی بیشتر از سنش می فهمید و رفتار میکرد. خیلی ها این مرگ رو تاثیر گذار ترین مرگ سریال می دونن، مرگی مظلومانه و بسیار بسیار ناگهانی و تلخ. این مرگ کارول رو با این واقعیت آشنا کرد که بعد از سوفیا، دچار نفرینی شده که هیچ بچه ای در کنارش امنیت نخواهد داشت. قتل میکا توسط خواهرش لیزی و خلاص شدنش به دست کارول هم از جنبه روحی و هم اخلاقی تاثیرات شگرفی رویِ کارول و تایریس گذاشت.)

Look at the Flowers!

۱۹ lizzi

(اگه فقط یه نفر تو دنیا به رنگ زرد به عنوان رنگ درد و رنج نگاه کنه، اون یه نفر قطعا کاروله! قتل لیزی به دست کارول بسیار غیر قابل باور بود، هرچند که اگر هیچ کس از این قتل نفعی نبرده باشه، ریک مستثنی است! چون این قتل جلوی مرگ قطعیه جودیث به دستِ لیزی رو گرفت. اما اینکه کارول تصمیم درست یا نادرستی گرفت رو به عهده یِ خودتون می زارم چون واقعا جوابی برایِ این سوال ندارم. کارول بعد از این ماجرا، به قتل کارن و دیوید، پیشِ تایریس اعتراف می کنه و شاید ته دلش آرزو می کنه کاش همین الان تایریس من رو بکشه و از این عذاب راحتم کنه!نفرینی که کارول و بچه هایِ دور و برش رو گرفته، اونقدر سیاه هست که اون رو مجبور کنه تا به هر قیمتی شده از سم پسرِ جسی، دور بمونه تا مبادا به سرنوشت سوفیا، میکا یا لیزی دچار بشه. هرچند که این احتمال خیلی ضعیفه!!!)

یادی هم بکنیم از بچه هایی که در طول سریال و تا اینجایِ کار، از بین رفتن

۲۰ GIRLS

(جالبه که همه دختر بچه بودن! امیدواریم این سرنوشت برای جودیثه دوست داشتنی و فرزند مگی که حدس میزنم اونم دختر باشه! تکرار نشه)

و حسن ختام این فصل، مررررررگی ترین مرگ سریال بدون شک از ابتدا تا الان رو با افتخار، به گروه جو، تقدیم می کنیم، باشد که رستگار شوند!!!

STRAY DEATH

(من میگم به نحوه قتل ها نپردازیم بهتره! اما به تبعاتش باید اشاره کنیم. دریل، میشون و حتی کارل، بعد از این اتفاق با پوست و گوشت و استخون، ریک رو فهمیدن و البته ریک هم خودش رو کاملا شناخت! همین شناخت باعث شد که به راحتی و تنها در یک اپیزود بساط کمپ ترمینوس برچیده بشه و باعث شد بتونه با دستی مصدوم و روحی آشفته، زنده از اون RV که دور تا دورش رو گرگها و واکر ها گرفته بودن، در بیاد و خودش رو به آلکساندریا برسونه و خیلی چیزای دیگه. در ادامه هم قول میدم همین خودشناسی باعث مرگ خفت بار نگان به دست ریک خواهد شد، مطمئن باشید.)

خب دوستایِ خوبم این قسمت از تحلیل ما هم به پایان رسید، امیدوارم لذت برده باشین. منتظر باشید تا اگر عمری بود دوشنبه دیگه با تحلیل تلخ ترین مرگ های فصل ۵ تا نیم فصل ۶، برگردیم.

مطابق قرار همیشگیمون:

دو نکته پایانی رو با من ببینید و بخونید.

*** با کلیک رو تبلیغات، از سایت خودتون حمایت کنید! همین کار کوچیک، برای حل بخشی از مشکلات ما بسیار مفیده***

سپاسگذارم، پیروز باشید.

Untitled-1

۱۰