خب بلاخره بعد از سه ماه انتظار کشنده تریلر فصل هشتم منتشر شد. که خب البته نشون میده هنوز سه ماه انتظار کشنده تر باقی مونده.
تریلر با صدای نگان و خطاب به گابریل شروع میشه. آیا گابریل توسط ناجیان به گروگان گرفته شده؟ یا جایی گیر کرده و دست بر قضا با رهبر ناجیان رو به رو شده؟ ممکن است او توسط ناجیان ربوده شده باشد، شاید به همان ترتیبی که توسط زباله گردها ربوده شد. اما آیا با توجه به صدای واکرها و کوبیدن آنها بر در و دیوار اتاق یا تریلری که در آن هستند، این پایان کار گابریل است؟ این سکانسیست که گابریل در آن کشته میشود یا اینکه این جاییست که توسط نگان مورد بازجویی یا تهدید قرا میگیرد تا پیغامی به ریک برساند؟ امکان دارد اینجا، نقطه عطف گابریل و لحظه بلوغ او باشد.

بعد از آن، فضا به کل عوض میشود. موسیقی روی تریلر، و صحنه هایی که کنار هم چیده شده اند، بیشتر شبیه به سند یک پیروزی بزرگ است تا تریلری هیجان انگیز و ترسناک، مثل تریلر سال گذشته که سرشار از ناامیدی بود. امسال اما، این تریلر جز همبستگی گروه ها و آماده سازی برای جنگ بزرگ، ماجرای چندانی برایمان نمیگوید.

ریک که گویا در حال نگهبانی یا نظارت بر جاییست. بعد از آن کارول و تارا را میبینیم که با توجه به صحنه های بعدی پنهان شده اند و منتظر عبور گله ای از واکرها از زیر پایشان هستند. اما نکته جالب در صحنه تارا و کارول، عکس گل چریکی است که بر دیواره بتونی کناره اتوبان نقش بسته. آیا این نشان دهنده اتحاد و رابطه ای محکم تر از گذشته بین کارول و دریل است؟ یا محل قراریست بین کارول و دریل؟ بعد تر اما میبینیم، دریل به همراه کارول، تارا و مورگان، روی همان پل هستند و بازو بندهایشان نشان میدهد که آنها به تیم های مختلف تقسیم شده اند.

کل تریلر، این داستان را القا میکند که با قائله ای شبیه به آنچه در ابتدای فصل ششم طرف بودیم، سر و کار داریم. هدایت و جمع آوری تعداد زیادی از واکرها! آیا ریک و متحدانش، در تلاش هستند تا آنچه فرماندار با زندان کرد، با ناجیان بکنند؟ آیا میخواهند خیل عظیمی از واکرها را به جان ناجیان بیندازند تا آنها را وادار کنند مهماتشان را برای واکرها هدر دهند و بی دفاع بمانند و بعد با همان ترتیبی که واکرها را الکساندریا دور کردند، از مقر نگان دور کنند و بعد به همان شکلی که الکساندریا را پاکسازی کردند، مقر را هم از واکرهای باقی مانده و البته ناجیان پاکسازی کنند؟
چون آنچه در تریلر نشان داده شد همین امر را القا میکرد که گروه در حال جمع اوری لشگری از واکرها و البته هدایت آنهاست. اما این بار، برخلاف دفعه قبل، که آبراهام، ساشا و دریل چوپانان گله بودند، دریل تنها کسی است که دست کم “در مسیر اصلی”، هدایت واکرها را به عهده دارد.
در صحنه ای هم تارا را در حال نشانه گیری و ” بنگ” گفتن نشان میدهد، میشود متوجه شد که او در عقب وانت یا کامیونی نشسته و آن وسیله نقلیه به آرامی در حال حرکت است. درست همانند وقتی که ساشا و آبراهام با ماشین جلوی گله واکرها در حرکت بودند و آنها را به مسیری که میخواستند ، میکشاندند. شاید هم این صحنه ادامه صحنه ای که در دقیقه دو و سی و دو پخش شد باشد. وانتی که گروهی را دست بسته به جایی هدایت میکند. البته با توجه به دست بسته بودنشان، این احتمال دارد که آنها اعضای ناجیان و یا خائنین زباله گرد باشد. و این بعد از پایان جنگ و شکست ناجیان باشد. این ظن با وجود خودرویی که در پشت سر این گروه دست بسته می آید ، قوی تر میشود.
اما، خیانت در جبهه ناجیان، همچنان در جریان است. در صحنه ای، دوایت را میبینیم که یادداشتی را با مظمون:”فردا” میخواند. میتواند، هشدار دریل به دوایت باشد، مبنی بر اینکه فردا به آنجا حمله خواهند کرد، چه انسانی چه واکری، و بهتر است از آنجا بیرون بزند. یا اینکه قرار باشد، در “فردا روزی”، دوایت خرابکاری ای از داخل بکند و راه را برای متحدان، باز کند، که با توجه به صحنه های دقیقه دو و سی و هشت و دقیقه دو و پنجاه و یک، امکان اینکه دوایت راه را برای متحدان باز کند، بیشتر میشود. صحنه ای که متحدان را داخل مقر نگان نشان میدهد.
در صحنه ای دیگر، تفنگی در دستان دریل است که روی آن کسی به طور دستی، روز شماری کرده. ۴۳ روز از چیزی گذشته. حدس من این است که این روزشمار، ۴۳ روز بعد از مرگ گلن و آبراهام را شمارش کرده و این مدت زمانیست که طول کشیده تا آنها برای نبرد آماده شوند.
در یک صحنه دیگر، آرون را میبینیم که راننده یک خودروست و در کنار خودرو یک دیواره یا بخشی از یک دیوار بزرگتر در حال حمل است و کسی او را زیر نظر دارد. اگر داستان همین نظریه ای باشد که برایتان بازگو کردم، احتمالا ما مراحل آماده سازی گذرگاه گله را خواهیم دید.
دو صحنه بعد تر، ما دری را میبینیم که گلوله باران شده، که البته به در یک کانتینر میماند. و از یکی از سوراخ ها چشمی در حال نظاره بیرون است. در نگاه اول شاید چشم ریک باشد اما رنگ چشم های ریک آبیست ولی این چشم به نظر قهوه ای میرسد. اما چند صحنه بعد، ما مردی را در  داخل یک تریلر میبینیم که برهنه است و احتمالا در حال شکنجه شدن به همان روشیست که دوایت، دریل را شکنجه میکرد. البته قد و هیکل این دوستمان بیشتر شبیه ریک هست. همین شک برانگیز است. آیا ریک اسیر میشود؟ آیا وقتی نگان لوسیل را روی میز میکوبد، در حال بازجویی از ریک است؟ آیا این دلیل عصای آخر تریلر است؟ یا نگان به خیانت دوایت پی برده؟ یا متوجه شده که دل یوجین با او نیست؟

باید دید که آیا نبرد تن به تنی که قولش داده شده، بین عیسی و مورگان است یا اینکه مورگان قصد دارد تا مهارتش را به عیسی بیاموزد و یا اینکه این صحنه نشان دهنده یک کل کل دوستانه است.
اما در دقیقه سه و بیست و هفت، ما ریک را در حال نبردی تن به تن میبینیم. صورت حریف مشخص نیست اما از هیبت او و پیراهن طوسی اش میشود حدس زد که ریک و سایمون، دست راست نگان، با هم در گیر شده اند.
شاید اما هیجان انگیز ترین صحنه این تریلر، دیدن شیوا در میان واکرها بود. صحنه ای که نوید نبردهای خونین شیوا و واکرها ، مثل نبردهای داخل کمیک را میداد.
اما یکی از جالبترین صحنه ها، در دقیقه چهار وهفت است که دوایت را پشت سر واکری درست همانند خودش نشان میدهد. آیا قرار است ما در این فصل دوایت را تبدیل شده ببینینم؟ یا اینکه این صحنه فقط استعاره ایست از آنچه در درون دواییت میگذرد و حسی که در آن لحظه دارد؟ از درون مرده و اسیر.
اما سه پلان آخر تریلر، عصا، گلها و ریک سن و سال دار. به نوعی هم خوشحال کننده است و هم غم انگیز.
خوشحال کننده از این جهت که این سه نما، به ما نشان میدهد که به طور قطع، جنگ علیه نگان، با پیروزی متحدان همراه است و دست کم ریک از این ماجرا، حتی شاید از اسارت و نقص عضو جان سالم به در میبرد. اما غمگین کننده است که ریکِ همیشه سرحال و قبراق را با محاسن سفید و عصا و لنگان ببینم که شاید حتی آمادگی حال حاضرش را برای نبرد ندارد.
در کل به نظر میرسد این فصل، علاوه بر داستان های جدیدی که برای گفتن دارد، جمع بندی ای از هفت فصل گذشته، اتفاقات و تجربیات قهرمانهاست. تجربه نشان داده که تریلرهای کمیک کان سن دیگو، تنها سه قسمت ابتدایی را نشان میدهند. باید دید که بعد از این سه قسمت و بعد از این پیروزی قطعی شیرین، چه داستانهایی برای قهرمانان ما رقم خواهد خورد.