با سلام و درود فراوان خدمت همه شما دوستان عزیز و رای دهندگان گرامی :-| و مخصوصا طرفداران دو سریال Fear The Walking Dead و The Walking Dead خلاصه با شوخی با قسمت دهم فصل شش در خدمتتون هستیم و اینکه تمام پست دارای اسپویل از قسمت دهم میباشد و تمام پست از ذهن متوحش بنده خارج شده و بی جنبه است با تشکر.

بخش یک: کلیپ طنز:

کلیپ طنز یک

کلیپ طنز دو

بخش دو: شوخی با قسمت پخش شده ( قسمت دهم فصل ششم ) :

عه آهنگ چی میگه، خلاصه ریک فکر کنم داره کمربند سوراخ میکنه، عه جودیث و کارل، عه ساعت، آخیییییییی جودیث :inlove: میشون اومده دنبال خمیر دندونه

یا خدا میشونو، شبیه این چیزا شده همون چیزا که تو اهرام مصر و فراعونه وایسمیسدادن ( جان خودم نفهمیدم چی گفتم ) :-|

میشون

هیچگونه حرفی ندارم که بزنم :-| :-D

ریک ۱

ریک ۳

عه کارل یه چش، ریک داره میره که بره

میشون، بی تو دلم میگیره

عه دنیس، عه حاجی، دنیس داره به حاجی سفارشاشو میکنه که از بیرون چی میخواد، دستاشو هی میتکونه :-| هه هه :laugh: حاجی اداشو در اورد

حاجی

چقدر توضیح میده دنیس :-| اوفففففف :-| حاجی ولش کرد رفت :-| :rotfl: عه دیوار مهربانی نه چیز ببخشید دیوار الکساندریا به یاد از دست رفتگان :-| اسم گلن چی میگه این وسط :-| :-| :-| بیجعولا آجقالا پاکش کنین

گلن زندست بز

ماشین چی میگه ؟؟؟ :-|

ماشین مشتی ممدلی

یوجین داره درو باز میکنه، اول فکر کردم این دو تا سوار موتورن دو ترک نشستن :-|

واکر موتوری

قیافه یوجین واااااااااای :inlove: :laugh:

یوجین

یوجین داره میگه برن ذرت بیارن :-| وایییی قیافه هارو :rotfl:

پوکر

زدن به دل جاده دو تایی ریک میخواد آهنگ بزاره حاجی میگه نزاره ولی ریک گوش نمیده و میزاره Arash 2Amw :-|

دوری و خلاصه رهههه :-|

میشون بالا دیوار وایساده

مو میشون

جدا این مو خودشه یا داره شوخی میکنه؟ :-|

یعنی میبافه موهاشو؟؟ شب همینجوری میخوابه؟ موهاش انگار گل بسته :-| :-| :-| صبح حموم بود که چجوری سریع بافید :-| عجبز :-|

عه این بشر اسپنسر با بیل رفت تو جنگل میشون دیدش رفت دنبالش ببینه کارش بدنش میده خارش :-|

خلاصه مگی یکم با ایند حرف زد.

پت و مت هم سوار ماشین چهار راه با سرعت رد کردن

چهارراه

چهارراه ۲

دنده عقب گرفت رفت سمت راست :-| :rotfl:

چهارراه ۳

رسیدن به یه کلبه که نمیشه گفت خونه هم نمیشه گفت :-| همون گاراج، در گاراج رو باز کردن یه کامیون که نه این ماشینا هم که نه از همونا، ون؟ :-| خلاصه در اینم باز کردن و اوهوووووو چقد غذا، خمیر دندون شامپو عه شامپو، عه از این شامپو ها ولی مال ما زرده این رنگش چیزه، چیز من میگم سبز :-| :-D از خانم هایی که پست رو میبینن رنگ ها رو بهتر از ما میفهمن بگن چه رنگیه مرسی :-D

شامپو

شامپو

سبز لجنی مایل به پسته ای؟ :-| بحث رنگ شد مگه پیرهن ریک آبی نی؟ :-|

عه ریک خمیر دندون پیدا کرد، ون رو روشن کردن و زدن به دل جاده برین الکساندریا اینا رو بزارین برگردین :-D، سر راه رسیدن به پمپ بنزین وایسادن :-| آقا ول کن برو خونه با این همه همه چی :-| بعد برمیگردین خو اخ :-| وایسادن، دریل یه چی پیدا کرد از همین چیزاست فکر کنم که همین چیزا توشه بعدش چیز میزنی توش با همین چیزا چیزی که میخوای رو میده بهت :-| فهمیدین یا بیشتر توضیح بدم؟ :-|

زور بزن

پت و مت میخوان با دست بلندش کنن :-|

زارت

زارت :-|

خلاصه با ماشین بلندش کردن، دریل و ریک دارن حرف میزنن با هم یکی از پشت اومد خورد بهشون، این چش قشنگ کیه دیگه؟؟

میگه از مرده ها فرار میکردم، عه مسیح اینه در رفت، صدا تیر اومد از پشت، اینا رفتن دیدن صدا ترقه است و مسیح دزدید ون رو :-| :-| :-|

اسپنسر و میشون تو جنگل ول میچرخن، کارل و ایند هم تو جنگل ول میچرخن :-| ریک و دریل هم گرفتارن مث چی دارن میدون دنبال ون، رسیدن به همون چیزه میراندا پیدا کردن دارن میراندا میخورن فکر کنم

دریل کوله پشتی

دریل کوله پشتی ۲

Shakhest Man Of The Galexy

باز رفتن دنبال مسیح، بازم کارل و ایند تو جنگل تنها :-| خداروشکر یه واکر اومد :-| نه واکر نی اسپنسر و میشون ان، حالا جدی جدی واکر دیدن و خلاصههههههههههههههههههه، باز مث چی دارن میدون پیداش کردن

کجان؟

اینجان

دالی

مسیح پنچر کرده، رفتن بگیرن ریک از پشت مسیح رو گرفت میگه تکون نخور اینجوری بهت صدمه نمیزنیم عیسی هم گفت باش :-| بنده هیچگونه حرفی ندارم :-|

غودااااااا

از اونور حاجی رو هم زد :-| یکی اینو از برق بکشه که ریک از برق کشیدش، تفنگ کشیدن رو مسیج، مسیج نه مسیج* :-| مسیح میگه فشنگ دارین؟ ریک و دریل با هم تیر زدن تو سر واکر نزدیکه :-|

هماهنگ

خلاصه بستنش و سوار اسم اینو نفهمیدم آخر :-| ون؟ خلاصه سوار شدن که برن، حاجی بی ادب :-| :-D آفرین حالا سریع برین الکساندریا تا باز نپریده از دستتون یه کلبه دیدن رفتن سمت کلبه :-| ای بابا یه چی رو سقف، ریک یهو ترمز گرفت

سخنی ندارم

حالا پت و مت دنبال مسیح :-|

حاجی و مسیح

مسیح کمک دریل کرد واکر پشت سرشو کشت، حاجی دنبال مسیح :-| :rotfl: توجه نکرده بودم خخخ، خلاصه حاجی با مشت رفت تو صورت مسیح، مسیح دنده رو آزاد کرد :-| پریدن بیرون در که باز بود خورد تو سر مسیح و خاموش شد بالاخره، این بچه بوده چقد شر بوده :-| ون هم با تمام تجهیزات رفت ته دره، دره چیه :-| دریاچه، چقد گفتیم برسونین الکساندریا اول اینا رو گوش نمیدن، خلاصه تصمیم گرفتن مسیح رو بیارن الکساندریا، میشون و اسپنسر تو جنگلن واکر دیانا رو دیدن و کشتنش و خاکشم کردن :-|

خلاصه ریک و دریل دارن بچه شر رو میارن الکساندریا، از قیافه ریک معلومه افکار بدی در سر داره

افکار بد

بحله :-| :-D ریک یکم پیچید سر مسیح افتاد رو شونه دریل خخخخ

بحله

یکم با هم حرف زدن دوباره پیچید :laugh:

رمانتیک

آخی چه رمانتیک :inlove:

میشون و کارل هم یکم با هم حرف زدن، دریل و ریک هم مسیح رو بردن پیش دنیس، اینا رو :-|

گونی برنج

خلاصه ریک خسته کوفته رفت رو مبل دراز کشید میشون فضول اومد :-|

وحشی شوت زد بیدارش کرد، یکم با هم حرف زدن و ریک یه چیزی رو داد به میشون و و و و، هوا گرم شد چرا یهو منظورم کل کشوره هواشناسی هم هیچی نمیگه حرفم تموم شد اون تموم نشد :-| براک دیدین اصن لامصب اول عضله بوده بعد دست و پا در اورده :-| تموم شو نه، رسلمنیا هم ۳۴ روز دیگست

مسیح: ریک

عه مسیح اومد تو این وضعیت :-| گفت باید باهات حرف بزنم و تموم شد این قسمت بحله.

 

بخش سوم: عکس های طنز:

ریک ۲

sandy

لو رفتیم :-|

 

 

***

پت و مت

 

موش و گربه

 

بخش چهارم: دیالوگ، سکانس و عکس هفته:

دیالوگ هفته:

Shi* از دریل :-|

سکانس هفته:

موش و گربه بازی دریل و مسیح

عکس هفته:

ریک و داش دریل

 

امیدوارم لذت برده باشین، بابت تاخیر هم عذر میخوام، همیشه سلامت باشین به هرچی میخواین برسین در پناه حق